
" سلطان قلبم "
عزيزم با قطرات اشكي كه در سكوت تنهائيم مي ريزم دسته
گلي زيبا درست كردم و تقديم به وجودت مي كنم دسته
گلي به نام سلام ، اميدوارم كه ساحل وجودت پر از امواج
شادي باشد دل باشد . از پنجره كوچك تنهائيم از ميان
شقايق ها غم روئيده و به اندازه دستهاي وسيع با تو حرف
مي زنم از پشت ديوار دلتنگي ام با قايق غمهايم در
رودخانه اشكهايم براي رسيدن به تو تا انتهاي ظلمت
پارو مي زنم . آن وقت كه تو رفتي در جايگاهت آن
قدر گريستم تا از اشكهايم گلي به نام انتظار روئيد و
در انتظار آمدنت بوسه به گلبرگهاي اين گل ميزنم.