تبليغاتX
گيتار عشق
" به نام يكتا معبودي كه دستگير عاشقان است "

" به نام يكتا معبودي كه دستگير عاشقان است "

 

سلام ، سلامي به گرمي داستان معشوق به زيبايي نگاه او.

نامت را بر روي شنهاي ساحل دريا براي يادگاري نوشتم اما

كودكي آمد و شنهايي را كه ساخته بودم از هم پاشيد

تا قصر خيالش را بنا كند. نامت را بر روي بالهاي ظريف

پروانه اي نوشتم اما پروانه ي وجودم در كنار

شمع عاشقانه سوخت ، گويا رسم زندگاني

اين است كه هر شروعي را پاياني و هر

بهاري را پائيزي مي باشد.

 

 

دوست دارم شمع باشم گوشه اي تنها بسوزم

بر سر بالينت امشب از غم فردا بسوزم

 

دوست دارم ژاله باشم به خاك پايت افتم

تو چون گل شاداب باشي و من از گرما بسوزم

 

با هر كس دوست شدم زد به قلبم خنجري

عاشق هر كس شدم ، شد نصيب ديگري

 

مطمئن باش مهرت نرود از دل من

مگر آن روز كه خاك شود منزل من

 

 

 

مرا يكشب زخوبان جدا نيست

ولي حيف كه زخوبان وفا نيست


       درياي نورانگيز چشمانت چه زيباست

آنجا كه بايد دل به دريا زد همينجاست


تو گفتي عشق را هجران درمان مي كند

كاش مي گفتي هجران را چه درمان مي كند

 

آب ميرود و جويبارش مي ماند

دوست مي رود و يادگارش مي ماند

نوشته شده توسط فهيمه در سه شنبه دهم مرداد 1385 ساعت 0 قبل از ظهر | لینک ثابت |

 

بزرگترين سايت جاوا اسکريپت ايران