
دیشب به آسمان خیالم نگاه کردم
در هر ستاره اش تو رو دیدم و از صدای باد نام تو را شنیدم
از باغچه قلبم گلی چیدم تا به تو تقدیم کنم اما ناگاه
ستاره های خیالم همچون باران بر زمین چکید و باد از حرکت ایستاد
به هر سو نگاه کردم تاریکی بود و سکوت و تنهایی
فقط من بودم و یاد و خاطره تو
من بودم و تنهاییم
من بودم و یه آسمان بی ستاره
![]()
![]()

عاشق تنها
زیربارونای عمرت تک وتنها آس و پا سم
خسته ی خسته ی خسته عاشقم یا بی حواسم
فکر اون ابر سیاهم بی تو افتاد به شماره
بی تو من در پی مردن با یک چشمک یا اشاره
عسل ناب نگاهت شرط مست اون صداقت
قصه های عاشقونت خنجری پشت رفاقت
اون که از اول قصه دلت از دلم جدا بود
این پری رو تو سوزوندی نگو که کار خدا کرد
حالا من موندم و زخمه پر پرواز شکسته
یکی انگار توی خونه همه ی درها رو بسته
توی فصل آخر منی جز تو اسم دیگه ای نیست
کاش می دونستی نگاهت دیگه اون همیشگی نیست
