
تقديم به او
سلام به آنکه از عشق مينويسد تا عاشقان را ياور باشد يک نفر مياد که من منتظر ديدنشم يک نفر مياد که من تشنه بوئيدنشم مثه يه معجزه اسمش تو کتابا اومده قلب اون شعرهاي عاشقانه گفتن بلده خالي سفره هامون رو پر از شقايق ميکنه واسه موجهاي سياه دستا رو عايق ميکنه هميشه غايب من زخمها مو مرهم ميزاره هميشه غايب من گريه هامو دوست نداره نکنه يوقت نياد .صداش به دادم نرسه آينه سياه بشه کور بشه چشم ستاره خشم اين پنجره خسته هميشه غايب







